برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
عزیزجانم....مطلب آذر نیلوبلاگ بود؟...یا آبان...یا ....پاییز بود یا زمستان؟....
عزیزجانم....تو بودی؟...من بودم؟
تو بودی و من بودم و هزار هزار ثانیه خونبار....
تو نبودی و من بودم و خیابان خالی....
من نبودم....نیستم....
از ما تلی از خاطرات و گوشت و خون ماند و ...خیابان....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
.....
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
گریه نکن....
وقتی کسی رو نداری که اشک هات رو پاک کنه....وقتی کسی سراغت نمیاد....
گریه نکن....اشک هم باید پیش کسی جاری بشه که قدرش رو بدونه....
اگه گریه هات تکراری شده....اشک نریز....
می دونی...هیچ کاری تو دنیا سخت تر از تنهایی گریه کردن نیست....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
....
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
عزیزترینم....پنج ماه از اون شب می گذره که تو ناگهانی ماروغافلگیر کردی و دوماه زودتر اومدی به این دنیا....این پنج ماه ولی انگار یک سال طول کشید اونقدر که حادثه داشت و اونقدر که هر روزش پر از اتفاق بود.
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی