توی دوره نوجوونی من خیلی سخت با ادمها به خصوص پسرها ارتباط برقرار می کردم.
سرم گرم کارهای خودم بود. این وبلاگ باعث آشنایی من با دوستان خوبی شد که تا الان
دنبالشون می کنم و ازشون خبر دارم و حالم از حال خوبشون خوب می شه.
آدمایی هم هستند که اومدن و رفتن و گاهی یادشون می افتم . آدمایی که اومدن و رفتن و
حتی دیگه اسمشون رو یادم نیست. اینجا برای اولین بار خیال کردم عاشق شدم...و
سالها فکر می کردم عاشقم....می خوام بگم وقتی پست های قدیمی رو باز می کنم
از روی قسمت نظرها می بینم خیلی از وبلاگ های قدیمی سالهاست که به روز نشدن دلم
می گیره....دلم تنگ می شه واسه زمانی که حال نوشتن داشتیم و حال خوندن....
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی