همیشه یاد روزهای آخر سال سال های دانشجویی ام می افتم....و واضح ترین خاطره اسفندی من اون پیادهروی از تجریش تا راه آهنه... اونم روز بیست و هشتم ...تو اوج شلوغی دو روز مونده به عید ما بی خیال همه چیز با کوله های روی دوشمون راه افتادیم و هر قدم خاطره ساختیم...تا چندسالی با پسرجان نمی شه از این تجربه های طولانی و سنگین داشت ولس قطعا میشه بردش و تجریش رو نشونش داد....میشه تو باغ فردوس صبحونه خورد و تا پارک وی راه رفت....
ولیعصر و چنارهاش همیشه حال آدم رو خوب می کنن....
.
.
.
.
.
.
.
برچسب:
نویسنده: آدرین محبی